محمد مفيد مستوفى بافقى

291

جامع مفيدى ( فارسى )

از آن حضرت خلف ارجمند سعادتمندى كه ماه برج جلالت و آفتاب اوج مكرمت است موسوم به ميرزا فخر الدوله به يادگار ماند . سيماى بزرگى از ناصيهء خجسته اثرش ظاهر و امارات اقبال و جاه از حركات و سكناتش باهر ، مصراع : چو بدر درخشنده روشن لقا خاقان صاحبقران سكندر مكان رعايت حقوق خدمات والد غفران‌پناه و اجداد عظامش نموده او را به منصب جليل القدر يوزباشىگرى سرافراز و بين الاقران ممتاز فرمود ، و حال تحرير اين صحيفه كه سنهء اربع و ثمانين و الف است آن فرازندهء « 1 » مسند جلالت بر وسادهء ابهت و كامرانى متمكن و به امر مزبور قيام و اقدام دارد . ذكر شمه‌اى از حشمت و كامرانى رفعت و اقبال پناه ميرزا سلطان مسعود و بيان مجملى از احوال آن عاقبت محمود باز بلبل طبع خرد سخن ساز اين نغمه آغاز نهاد كه در آن‌زمان كه افتخار [ 230 ب ] فضلاى روشن‌ضمير و مرجع ارباب جاه و اهل شمشير مولانا فخر الدين احمد والد آن حضرت به ديار عقبى شتافت بنابر آنكه آن عاقبت محمود هنوز در صغر سن و در مبادى اوان صبى بود در قصبهء بافق كه مسكن و موطن آباء عظامش بود توقف نموده همت بر تحصيل گماشت . بعد از چندى به دلالت هادى توفيق به دار العلم شيراز تشريف داده به تحصيل فضايل و كمالات مشغولى فرمود و همواره به مجلس اكابر علما تشريف برده نسبت به ساير صلحا و فقرا طريقهء اخلاص و ارادت بجاى مىآورد و به طاعات و عبادات اوقات شريف صرف مىفرمود ، نظم : نشستى به اهل عبادت همه * سرانجام كارش سعادت همه فرونامدش سر به چرخ كبود * همين سر به محرابش آمد فرود در آن اثنا شمه‌اى از حسن كردار و عظمت و اقتدار آباء نامدار آن‌جناب بر

--> ( 1 ) - نسخه وزيرى : برازنده